سفارش تبلیغ
صبا

شمشیر و اسب در مقابل تکنولوژی امروز؟!

ظهور منجی و برقراری حکومتی واحد در سراسر گیتی بر اساس عدالت در همه جنبه های وجودی انسان، به معنای واقعی کلمه از جمله باورهایی است که بیشتر مکاتب دینی و فکری دنیا در آن مشترکند. در این میان اسلام به عنوان مترقی ترین مکتب انسان ساز به نحوی جامع، با ارائه ایدئولوژی منسجم به این بحث پرداخته است. از این رو بر مسلمانان است تا پیوسته با تبیین زوایای مختلف این بحث، آن را زنده نگهدارند.

در حالی که اطلاعات ما از این موضوع خصوصا جزئیات آن، منحصر در اخباری است که ائمه در برهه ای خاص از زمان بیان داشته اند و طبیعی است که مفاهیم مورد نظر خود را باید در غالب الفاظی قابل فهم برای مخاطبان ارائه می کرده اند؛ و از طرفی باتوجه به گذرا بودن زمان و سیر تکاملی آن؛ مصادیق الفاظ تغییر یافته اند؛ این تغییر باعث شده است که عده ای تعابیر اولیه را نپذیرند و آنها را دست مایه ای برای مخدوش کردن اصل موضوع بدانند. یکی از این موارد سلاح امام زمان است.

 

مفهوم شمشیر

س?ال این است که این همه تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدى(علیه السلام) چه مفهومى دارد؟ و مقابله آن با سلاح های مدرن چگونه امکان پذیر است؟

امّا حقیقت این است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروى نظامى بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است. شک نیست که حتّى در میدان جنگهاى سنّتى پیشین سلاح هاى مختلفى جز شمشیر به کار مى رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولى همواره مى گویند اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته مى شد «به زور شمشیر حقّ خود را مى گیریم». ضرب المثل هاى زیادى امروزه در این زمینه در دست است; مى گویند: «فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنى، آشکارا قدرت نمائى مى کند.» در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است; در روایات اسلامى نیز مى خوانیم: الجنّة تحت ظلال السّیوف; بهشت در سایه شمشیرهاست. همه اینها اشاره به جهاد و جانبازى و استفاده از قدرت است; و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبان هاى مختلف فراوان است.

چون در آن زمان وسایل جنگی منحصر در اسب و شمشیر بوده و هنوز سلاح های جدید کشف نشده بود و چون تصوری از سلاح های جدید، در ذهن مردم نبوده، قیام حضرت این گونه ترسیم شده است

منظور از قیام به شمشیر چیست

از اینجا روشن مى شود که منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف(شمشیر)، همان اتّکاى بر قدرت است; براى اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است. بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد، دست به شمشیر مى کند; یعنى، متوسّل به قدرت مى شود و ستمکاران را بر سرجاى خودشان مى نشاند; یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر مى دارد; و شک نیست که براى اصلاح گروهى از مردم جز این راهى نیست که گفته اند: «النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف; کار مردم جز با شمشیر راست نشود!» و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگرى و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجراى قوانین الهى و به ثمر رساندن انقلاب تکاملى اسلام، و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است.

 

امام ابتدا اتمام حجت می کند

گرچه از گفتار بالا این نکته نیز روشن شد، ولى تصریح به آن لازم به نظر مى رسد که بر خلاف پندار بعضى کوته فکران که چنین مى پندارند او به هنگام قیامش بى مقدّمه دست به سلاح مى برد و طبق آن افسانه دروغین «آنقدر خون مى ریزد که خون به رکابش مى رسد!» نخست از طریق رهبرى فکرى و روشنگرى در همه زمینه ها، مى پردازد.

به تعبیر رساى مذهبى «اتمام حجّت» مى کند آنچنان که هر کس کمترین آمادگى براى پذیرا شدن منطقى آئین حق داشته باشد روشن شود، و تنها کسانى باقى بمانند که جز از طریق توسّل به زور و خشونت اصلاح پذیر نیستند. به هر حال، او در این روش همانند پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) عمل مى کند، به اضافه این که در عصر او سطح افکار عمومى بالاتر آمده و توسّل به منطق ضرورت بیشترى دارد همان گونه که در برابر خشونت روز افزون گردنکشان زورگو، خشونت لازم است.

منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف(شمشیر)، همان اتّکاى بر قدرت است; براى اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است. بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد، دست به شمشیر مى کند

 

 

مسلّماً انقلاب او در پاره اى از قسمت ها یک انقلاب خونین خواهد بود، و خون هاى کثیف کالبد جامعه بشرى با تیغ او بیرون خواهد ریخت و در هیچ جامعه فاسدى جز از این راه اصلاحات بنیادى مایه نخواهد گرفت; ولى مفهوم این سخن آن نیست که او بى حساب خون مى ریزد و بى دلیل مى کشد; درست همانند طبیبى است که در خون گرفتن از کالبد بیمار نهایت دقّت را به عمل مى آورد!

 

بنابر این، چون در آن زمان وسایل جنگی منحصر در اسب و شمشیر بوده و هنوز سلاح های جدید کشف نشده بود و چون تصوری از سلاح های جدید، در ذهن مردم نبوده، قیام حضرت این گونه ترسیم شده است.

وانگهی بر اساس آنچه در منابع اسلامی آمده است، اختیارات و امکاناتی که خداوند به امام زمان (عج) داده، منحصر در اسب و شمشیر نیست، تا این شبهه پیش آید که چگونه می شود با چنین امکانات اندکی، با سلاح های پیشرفته امروز مقابله کرد. چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند: ... یاران مهدی در ساعتی شرق تا غرب را درخواهند نوردید و آهن در آنها اثر نخواهد کرد و البته سلاح آنها از آهن است و نه از جنس این آهن، بطوری که اگر یکی از آنها با شمشیر خود به کوهی بزند، دو نیمه خواهد شد ... (بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 43). با قراینی که در روایات آمده است، چه بسا ابزار امروزی، در راستای پیشبرد اهداف حضرت به کار گرفته شود زیرا؛ اراده خداوند بر این امر استوار گشته است، که توسط ایشان حکومت عدل در سراسر گیتی بر پا شود و خداوند کاری را که بخواهد انجام می دهد و اسباب و مسببات، مربوط به امور عادی بشر است.

فرآوری: محمدی   

 

بخش مهدویت تبیان




ادامه مطلب

[ شنبه 93/3/24 ] [ 1:16 صبح ] [ بهداد ]